سيد جعفر شهيدى
34
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
- على بن الحسين هستم ! - آيا خدا على بن الحسين را نكشت ؟ چرا خاموشى ؟ - برادرى داشتم ، على نام داشت مردم او را كشتند ( يا اينكه گفت شما او را كشتيد ) و او در قيامت از شما بازخواست خواهد كرد . - خدا او را كشت . على بن الحسين گفت : - اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها « 1 » وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ « 2 » - به خدا تو هم از آنان هستى ! بنگريد بالغ است يا نه ؟ مروان بن معاذ أحمرى گفت آرى ! « 3 » و دميرى نويسد : زين العابدين با پدر خويش در كربلا بود . چون كودك بود او را نكشتند . چه لشكريان هر كس را موى رسته بود مىكشتند و آن را كه موى بر نيامده بود مىگذاشتند . چنان كه با فرزندان كفار كنند « 4 » . چنان كه ديديم در اين سندها امام على بن الحسين را در حادثهء كربلا با صفت « الاصغر » و تعبيراتى از اين گونه نوشتهاند . و اگر امام در سال سى و هفتم و يا سى و هشتم متولد شده و در آن واقعه بيست و چهارساله و يا بيست و سهساله بود ، او را كودك نمىگفتند ، و در مجلس پسر زياد در بلوغ او شك نميكردند . تا چه رسد بدان كه ولادت او را ( چنان كه صاحب مناقب نوشته است ) سال سى و يك و او را در اين تاريخ ( 61 ه . ق ) سىساله بدانيم . اين قرينهها كه برشمرديم نشان مىدهد كه سال ولادت امام على بن الحسين ( ع ) چهل و هشتم و يا چهل و نهم از هجرت است . و او در حادثهء كربلا دوازدهساله و يا سيزدهساله بوده است . درست است كه امام على بن الحسين ( ع ) روز عاشورا و شايد تا چند روز پس از عاشورا بيمار و رنجور بوده است ، اما بيمارى و رنجورى ، جوانى سىساله و يا بيست و اند ساله را چنان از پا در نمىآورد كه با كودكى نابالغ مشتبه شود .
--> ( 1 ) . الزمر : 42 ( 2 ) . آل عمران : 145 ( 3 ) . مقتل خوارزمى ص 42 - 43 ج 2 ( 4 ) . حيوة الحيوان . ص 247 ج 1 چاپ مطبعهء سعادت 1330